درس ۱ - بخش ۱ - پیش از تاریخ
اهمیت ابزار سنگی، ونوس ویلندورف، نقاشیهای غار لاسکو، پارینهسنگی و نوسنگی، انقلاب کشاورزی، آثار هنری ایران در لرستان، سیلک و شوش، جام شوش، چرخ سفالگری
اهمیت ابزار سنگی، ونوس ویلندورف، نقاشیهای غار لاسکو، پارینهسنگی و نوسنگی، انقلاب کشاورزی، آثار هنری ایران در لرستان، سیلک و شوش، جام شوش، چرخ سفالگری
در حال بارگذاری آزمون...
اختراع خط در حدود پنج هزار سال پیش، امکان ثبت
تاریخ را برای انسان فراهم کرد. به این دوره «دوران تاریخی» و به پیش از آن «دوران
پیش از تاریخ» میگویند. آغاز تاریخ را معمولاً سه هزار سال پیش از میلاد مسیح،
همزمان با اختراع خط، در نظر میگیرند. به دورهی پیش از آن «دوران پیش از تاریخ» یا
«دوران سنگ» میگویند. این دوران خود به سه بخش پارینهسنگی، میانسنگی و نوسنگی تقسیم
میشود.
در دوران سنگ، مهمترین ابزاری که انسان در
اختیار داشت، سنگ بود. او با تراشیدن سنگ، ابزاری شبیه چاقو میساخت و از آن
استفاده میکرد. (تصویر ۱)
تصویر ۱ - تصویر ابزار سنگی شبیه به چاقو
از فیلم آلفا (۲۰۱۸)
برای نمونه، در فیلم «آلفا» (۲۰۱۸) میتوان
ابزارهای سنگی را دید که آنقدر تراشیده شدهاند که مانند یک چاقو هستند. برخی
معتقدند ساخت ابزار، مهمترین اختراع بشر در تمام تاریخ بوده است؛ چراکه به انسان
امکان داد حیوانات قویتر از خود را شکار کند و بر آنها برتری یابد. در صحنهای از
فیلم آلفا، شخصیت اصلی در بیابان مورد حمله چند گرگ قرار میگیرد و به درخت پناه
میبرد. هنگامی که گرگی پای او را میگیرد، انسان با استفاده از قطعه سنگی که در
دست دارد، گرگ را میزند و نجات پیدا میکند. (تصویر ۲)
تصویر ۲ - دفاع انسان از خودش در برابر حیوان با ابزار سنگی - فیلم آلفا (۲۰۱۸)
استیو جابز در مصاحبهای توضیح میدهد که در یک
پژوهش دیده شده انسان راندمان بسیار پایینتری نسبت به بقیه حیوانات دارد؛ یعنی
نسبت انرژی مصرفی به جابجایی در او بسیار بالاست. اما همین انسان به اضافهی دوچرخه
از همه حیوانات پیشی میگیرد. به اعتقاد جابز، این ابزارها هستند که به انسان برتری
میبخشند.
در این ویدیو، از ۴۰ هزار سال پیش از میلاد شروع
کرده و در نهایت به سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد میرسیم. به این دورهی سیهزار ساله «آخرین عصر یخبندان»
میگویند؛ زمانی که زمین یخ زده بوده است.
دوران پارینهسنگی را با نامهای دیگری نیز
باید شناخت: «دیرینه سنگی»، «دوران سنگ قدیم» یا «پالئولیتیک»
(Paleolithic). واژهی «پالئو» در یونانی به معنای
قدیم و «لیتیک» به معنای سنگ است. در مقابل، «نوسنگی» یا «نئولیتیک» (Neolithic) به معنای دوران سنگ
جدید است. به طور کلی، به این دوران «عصر حجر» نیز گفته میشود.
برای درک فرهنگ، ویژگیها و شیوهی زندگی انسان
اواخر دوران سنگ (پارینهسنگی) باید آثار باقیمانده از آن دوره را بررسی کرد. از دورههای
پیشتر، آثار چندانی باقی نمانده است؛ حداقل آثاری که بتوان آنها را «هنر» نامید و
از طریق آنها به روحیات و ویژگیهای انسان آن زمان پی برد.
تصویر ۳ - غار یافته - لرستان - ۴۰۰۰۰ سال
پیش از میلاد – کهنترین نگارهی دنیا
نکته مهم این است که بیشتر پیکرکهای یافت شده
از این دوره برهنه هستند. هرچند مردم آن زمان ظاهراً لباس میپوشیدند، اما
هنرمندان در ساخت این مجسمههای کوچک (که نمونههای دیگری نیز از آنها یافت شده،
اما نه به معروفی این یکی)، پیکرها را برهنه طراحی میکردند. تعداد پیکرکهای زن
یافت شده بسیار بیشتر از مرد است. این موضوع نشاندهندهی علاقه و توجه ویژه به زنان
به عنوان موجوداتی با ارزش است که توانایی زاییدن و تضمین بقای نسل انسان را دارند.
ساخت این پیکرکها احتمالاً در آیینهای باروری کاربرد داشته است. ارتفاع این پیکرک
حدود ۱۱ سانتیمتر است. اگر دقت کنیم، سر این زن دارای موهای فر کوتاه است؛
برخی میگویند این یک کلاه است و اگر کلاه باشد، نکتهی مهمی دربارهی تاریخ انسان
آشکار میکند: رواج منسوجات. یعنی انسان آن زمان (۳۰ هزار سال پیش) میتوانسته
کلاه و لباس ببافد. نکتهی دیگر اینکه هدف هنرمند قطعاً طبیعتگرایی و تجسم دقیق طبیعت
نبوده، زیرا نسبتها رعایت نشده است. برای نمونه، پستانهای این الهه (یا این زن) بسیار
بزرگ کشیده شده است. اساساً این نسبتهای اغراقشده در پستانها، شکم و کفل زنان در
پیکرکهای این دوره بسیار دیده میشود. کمی جلوتر در ایران نیز پیکرکی با همین اغراقها
در اندامهای بدن میبینیم. همچنین روی بدن این پیکرک نشانههایی از رنگآمیزی با گِل
اُخرای سرخ (از کانیهای طبیعی) دیده میشود که بسیار جالب توجه است.
تصویر ۴ –
ونوس ویلِندورف - اتریش - ۲۸ هزار سال پیش از میلاد
تصویر ۵ –
ونوس لسپوگ - فرانسه - ۲۳ هزار سال پیش از میلاد
پیش از پرداختن به دورههای جدیدتر، بهتر است
توضیحی دربارهی شکل و شیوهی زندگی انسانها در آن زمان داده شود. تجربه نشان داده
که بسیاری از دانشجویان، تصوری از انسان ۲۰ تا ۳۰ هزار سال پیش دارند که شبیه
انسانهای سه تا چهار میلیون سال پیش است (مثلاً تصور میکنند با زبان اشاره حرف
میزدند یا چهار دست و پا راه میرفتند). در حالی که ما دربارهی ۲۰ هزار سال پیش از
میلاد صحبت میکنیم، دوران چندان قدیمی نیست و انسان بسیار پیشرفته بوده است. او
زبان داشت (هرچند خط نداشت)، با همدیگر صحبت میکرد، عواطف و احساسات و روابط
خانوادگیاش بسیار شبیه به انسان امروزی بود و مفهوم خانواده شکل گرفته بود.
برخلاف تصور رایج، انسانهای دورهی پارینهسنگی فقط در غارها زندگی نمیکردند؛ هلن
گاردنر در کتاب «هنر در گذر زمان» به صراحت به این نکته اشاره کرده است.
تصویر ۶ –
از نگارههای غار شووه- فرانسه - ۳۲ هزار سال پیش از میلاد
این غار در شمال اسپانیا واقع است. در نقاشیهای آن بیش از ۲۰ گونه حیوان مانند گوزن، گراز و گاو دیده میشود. این نقاشیها رنگی هستند. حالت واقعی و طبیعی این حیوانات که ۱۵ هزار سال پیش کشیده شدهاند، بسیار شگفتانگیز است: حیوانات در حال دویدن، گاوهای زخمی در حال زوزه کشیدن. در یکی از نگارههای مهم، یک گراز با چهار جفت دست و پا (هشت پا) کشیده شده است. هدف هنرمند نشان دادن حرکت بوده است؛ این نگاره در واقع یکی از نخستین تلاشها برای خلق تصویر متحرک یا همان انیمیشن است (تصویر ۷).
تصویر ۷ –
از نگارههای غار آلتامیرا- اسپانیا
این غار نیز در جنوب فرانسه قرار دارد و نقاشیهایی
در آن یافت شده که همه را شگفتزده کرده است. در یکی از این نقاشیها (تصویر ۸)،
مردی لاغراندام در مقابل یک گاو وحشی به پشت بر زمین افتاده است. گاو ظاهراً تیر
خورده و رودهاش بیرون ریخته است و با کنجکاوی به پشت سرش نگاه میکند. پرندهای
نیز بر نوک چوبی نشسته و صحنه را تماشا میکند. این نقاشی انگار دارد یک قصه تعریف
میکند و به شکلی عجیب و تا حدی انتزاعی ترسیم شده است؛ در واقع این یک نوع هنر
روایتی است. تاکنون مهمترین و برجستهترین آثار هنری پیش از تاریخ در غار لاسکو
یافت شده است. این غار در جنوب فرانسه قرار دارد.
تصویر ۸ –
از نگارههای غار لاسکو- فرانسه
سه غاری که معرفی شدند (شُوِه، آلتامیرا و
لاسکو) اکنون در دو کشور مختلف قرار دارند: شُوِه و لاسکو در فرانسه و آلتامیرا در
اسپانیا. اما در آن زمان، کشورهای فرانسه یا اسپانیا وجود نداشتند و کل منطقه
یکپارچه بود. اگر به نقشه دقت کنید، آلتامیرا در شمال اسپانیا و لاسکو در جنوب
فرانسه واقع شدهاند؛ یعنی به یکدیگر نزدیک هستند.
تصویر ۹ –
کندهکاری روی شاخ گوزن، غار لامادلن فرانسه
به جز مورد غار «یافته» که در آن کتاب اشاره
شده نقاشیاش متعلق به ۴۰ هزار سال پیش است، از دورهی پارینهسنگی ایران اثر هنری دیگری که بتوان
به آن «هنر» گفت، یافت نشده است. یعنی از ۱۰ هزار سال به عقبتر، هیچ مجسمه یا پیکرکی
مانند ونوس ویلندورف (۳۰ هزار سال پیش) در ایران یافت نشده است (تا به امروز). نکتهی مهم این
است که کاوشهای باستانشناسی در ایران به اندازهی کافی انجام نشده است. کاوشهای
انجام گرفته نسبت به میانگین جهانی بسیار کمتر است. اگر کاوش گستردهای به آن شیوه
که در اروپا (فرانسه، اسپانیا) انجام میشود، در ایران نیز صورت گیرد، بعید نیست آثار
بسیار زیادی از دوران پارینهسنگی نیز پیدا شود.
اما آنچه ما اکنون در اختیار داریم، بیشتر
آثاری است که از دوران نوسنگی در ایران به دست آمده است. بنابراین، دورهی پارینهسنگی
متأخر (اواخر دوران سنگ) که آخرین عصر یخبندان بود (از ۴۰ هزار سال پیش از میلاد تا ۱۰ هزار سال پیش از
میلاد) را بررسی کردیم. آثار یافت شده بیشتر در غارها بوده و اساساً نقاشی دیواری
در غار به عنوان اصلیترین و پیشرفتهترین هنر انسان پارینهسنگی شناخته میشود.
مرز میان دورهی پارینهسنگی و نوسنگی بر اساس اختراع
کشاورزی تعیین میشود. حدود ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد (۱۰ هزار سال پیش)، اتفاق مهمی رخ داد که
برخی آن را «انقلاب کشاورزی» مینامند. پیش از آن، انسان کشاورزی نمیکرد؛ تنها به
شکار میرفت یا گیاهان وحشی، میوههای وحشی و دانههای وحشی (گیاهان خودرو) را
پیدا میکرد و گردآوری مینمود. او هرگز به فکر تولید غذا نیفتاده بود. در دورهی پارینهسنگی،
انسان غذا را صرفاً گردآوری میکرد. اما در دورهی نوسنگی، انسان پیشرفتهتر شد و ابزارهای
پیشرفتهتر سنگی به وجود آورد. به این فکر افتاد که چرا همیشه در حال پیدا کردن غذا
و در سفر باشد. تصمیم گرفت یک جا بنشیند و غذای خود را تولید کند: از راه کشاورزی،
اهلی کردن حیوانات و دامپروری. به جای شکار حیوانات وحشی، خود حیوان تولید کند و
گوشت یا فرآوردههایش (مانند شیر) را مصرف نماید. بنابراین میتوان دورهی پارینهسنگی
را «دوران گردآوری غذا» و دورهی نوسنگی را «دوران تولید غذا» نامید. برخی معتقدند
همین انقلاب بود که انسان را مدرن کرد. در مقابل، برخی دیگر که طبیعتگرا هستند، افسوس
میخورند و میگویند ای کاش کشاورزی هرگز اختراع نمیشد؛ انسان در طبیعت کنار سایر
حیوانات زندگی میکرد، زباله تولید نمیکرد، افسرده نمیشد و همان طور که میلیونها
سال (حداقل ۲.۵ میلیون سال) در دورهی پارینهسنگی زندگی کرده بود، ادامه میداد. به
هر حال، این هم یک نظر است.
در ایران، سه غار متعلق به اوایل دورهی نوسنگی
(حدود ۸۰۰۰ سال پیش) وجود دارد که هر سه در لرستان هستند. پیش از این، غار
«یافته» در لرستان معرفی شد، اما سه غار بسیار معروفتر هستند که در بیشتر کتابها
نامشان آمده است: دوشه، هومیان (یا حومیان) و میرملاس (همگی در لرستان). نقاشیهایی در غار دوشه، حومیان و میرملاس یافت
شده که تقریباً متعلق به یک بازهی زمانی (۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال پیش از میلاد،
اوایل دورهی نوسنگی و آغاز کشاورزی، دامپروری و یکجانشینی) هستند. اینها قدیمیترین
آثار هنری یافت شده در ایران هستند (به استثنای غار یافته). این سه غار در حاشیهی
کوههای زاگرس (استان لرستان امروزی) قرار دارند که جزو اولین سکونتگاههای انسان در
فلات ایران بوده است.
در کتاب «نگارگری ایران» اثر آقای یعقوب آژند، تصاویری از این غار
آورده شده که یک شکارگاه و صخرهنگاریها را نشان میدهد (تصویر ۱۰). نکتهی جالب،
دم حیوانات است که شبیه یکی از پاهایشان طراحی شده. در ابتدا تصور میشود حیوانات را
پنج پا یا شش پا کشیدهاند (چنان که در برخی تصاویر قدیمی برای نشان دادن حرکت دیده
میشود)، اما ظاهراً این دمهای بسیار بلند هستند که شبیه پا به نظر میرسند. همچنین
اسبهایی دیده میشوند که انسانها سوار آنها هستند و این نشانهی اهلی کردن حیوانات
است. تصویر بز کوهی با شاخهای بسیار بلند نیز دیده میشود که مورد علاقهی ساکنان
اولیهی زاگرس و ایران بوده است.
تصویر ۱۰ – نگارههای غار دوشه – لرستان
تصویر معروف این غار، نقش گوزنی است که شاخاش بسیار بلند و جالب طراحی شده است (تصویر ۱۱).
تصویر ۱۱ – نگارهای از غار هُمیان – لرستان
عکس واضحی از این غار در دست نیست، اما در کتاب «سفال و سفالگری در
ایران»، نقشهای غار میرملاس به صورت گرافیکی درآورده شده تا تصور بهتری از شیوهی
ترسیم انسان و حیوان توسط هنرمندان آن دوره به دست دهیم (تصویر ۱۲).
تصویر ۱۲ –
نگارهای از غار میرملاس –
لرستان
نقاشیهای صخرهای در سایر نقاط فلات ایران
در منطقهای دیگر از فلات ایران، بسیار دور از لرستان (در شمال غربی ایران، غرب دریای خزر، که اکنون جزو کشور آذربایجان محسوب میشود و در نزدیکی باکو قرار دارد)، منطقهای به نام «قوبوستان» یا «گوبوستان» (به معنای گاوستان) وجود دارد. در آنجا نقاشیهای صخرهای با تعداد بسیار زیاد (نزدیک به ۴۰۰۰ نقش) پیدا شده است (تصویر ۱۳). این نقشها شباهت زیادی به نقاشیهای لرستان دارند. همچنین در تاجیکستان امروزی (شمال شرق ایران)، در غاری به نام «شَختی» (یا شاختی)، صخرهنگاریهایی یافت شده که آنها نیز شبیه نقاشیهای لرستان و منطقهی قوبوستان هستند. بنابراین نقاشیهای لرستان، قوبوستان و غار شختی تاجیکستان بسیار شبیه به یکدیگرند.
تصویر ۱۳ –
نگارههایی از غار قوبوستان –
نزدیک باکو در کشور آذربایجان
نکتهی دیگر دربارهی آغاز دورهی نوسنگی، شروع
سفالگری در همین دوره است. انسان شروع به ساخت سفال کرد. پیش از آن، ظروف مورد استفاده
سنگی بودند؛ مثلاً کاسهی سنگی برای آب خوردن یا ظروف دیگر برای خوردن مواد غذایی.
در این دوره، انسان توانست سفال را اختراع کند. یکی از قدیمیترین سفالهای این دوره
از کشور ژاپن به دست آمده که متعلق به حدود ۱۰ هزار سال پیش است. سفال
اختراع مهمی بود. ابزار اولیه سنگ بود و اکنون به ابزار مهم بعدی یعنی سفال رسیدهایم.
اهمیت سفال در آن زمان به دلیل کاربرد آن بود (نه جنبهی تزیینی امروزی). سفال ظرفی
است که میتوان آن را روی آتش گذاشت و در آن غذا پخت. پیش از آن، تهیهی غذای آبکی
(مانند سوپ و خورش) برای انسان بسیار دشوار بود و معمولاً گوشت را خام یا کباب شده
مصرف میکردند. غذای آبکی پختهشده را معده بسیار راحتتر هضم میکند. با اختراع سفال
بود که انسان به این نوع تغذیه دست یافت. وقتی غذای پخته و آبکی میخوریم، معده راحتتر
هضم میکند و انرژی بیشتری برای پیشرفت، ساخت ابزارهای جدید و حرکت در تاریخ باقی
میماند.
تصویر ۱۴، سفالی از دورهی «جومون» (فرهنگ جومون)
مربوط به ژاپن است. البته در آن زمان، تمدن ژاپن به معنای شهرنشینی هنوز شروع نشده
بود. مردم در سراسر جهان به صورت قبیلهای و پراکنده زندگی میکردند و هنوز در حال
حرکت بودند. روستاها و کشاورزی شکل گرفته بود، اما شهرنشینی و تمدن به وجود نیامده
بود. «فرهنگ جومون» یک فرهنگ قدیمی مربوط به ژاپن است، اما ما هنوز به دورهی شهرنشینی
نرسیدهایم.
تصویر ۱۴ – ظرف سفالی از فرهنگ جومون – ۱۰۰۰۰ سال پیش از میلاد
باید توجه داشت که گفته میشود «۱۰ هزار سال پیش، دورهی
پارینهسنگی تمام شد و ۸۰۰۰ سال پیش، نوسنگی شروع شد» این اعداد تقریبی هستند. این تغییرات
ناگهانی و نقطهی مرزی مشخصی ندارند و به تدریج اتفاق افتادهاند. همچنین در جوامع
مختلف دنیا متفاوت بوده است. برای مثال، ممکن است در ایران دیرتر از اروپا مردم توانسته
باشند کشاورزی و دامپروری کنند و یکجانشین شوند. بنابراین نوسنگی در ایران دیرتر از
اروپا اتفاق افتاده است. گفتن «۸۰۰۰ پیش از میلاد، دورهی نوسنگی شروع میشود»
حرف دقیقی نیست؛ باید دید در کجا شروع میشود. به طور تقریبی میگوییم یعنی ۱۰ هزار سال پیش نوسنگی
آغاز شده، اما ممکن است در ایران هزار سال زودتر یا هزار سال دیرتر اتفاق افتاده
باشد. در ایران، آن طور که گفته میشود، از ۸۰۰۰ پیش از میلاد
یکجانشینی، کشاورزی و دامپروری شروع شده است.
در کشور اردن امروزی (نزدیک فلسطین، در سرزمین
مقدس که خاک بسیار خوبی دارد و جزو اولین سکونتگاههای بشری بوده است)، جمجمههایی
بسیار حیرتانگیز پیدا شده. در منطقهی «اریحا»، چنین میکردند که جمجمهی مردگان را
پس از سالها با گچ پر میکردند و به شکل مجسمه از آن استفاده مینمودند (تصویر ۱۵).
حفرهی چشمها را با صدف و مواد دیگر پر میکردند. احتمالاً بر این باور بودند که با
این کار میتوانند مرده را به زندگی بازگردانند.
تصویر ۱۵ –
جمجمهی گچی – اریحا - اردن
استان کرمانشاه (دامنهی کوههای زاگرس): در شهرستان هرسین، تپهی باستانی معروفی به
نام «گنج دره» وجود دارد (تصویر ۱۶). آثار بسیاری در آنجا کشف شده است. کتاب «ایران
از پارینهسنگی تا پایان ساسانی» (که بر اساس اشیای موزهی ملی ایران نوشته شده) تصاویر
این آثار را در خود دارد. یکی از پژوهشگران، بر روی خشتهای به کار رفته در دیوارهای
تپه گنج دره، جای پای بز دیده و نتیجه گرفته است که هنگام خشک شدن خشتها در آفتاب،
بز از روی آنها رد شده است. این نشان میدهد که ساکنان آن سرزمین (در حدود ۷۵۰۰ تا ۶۶۰۰ سال پیش از میلاد) بز
را اهلی کرده بودند و دامپروری وجود داشته است.
تصویر ۱۶ – تپه گنجدره - کرمانشاه
(نزدیک بیستون، کرمانشاه): در این منطقه، پیکرکی به نام «ونوس تپه
سراب» یا «الهه تپه سراب» پیدا شده است (تصویر ۱۷). جنس آن از گل، ارتفاعش حدود ۷ سانتیمتر و متعلق به
۶۰۰۰ سال پیش است. این پیکرک نیز مانند ونوس ویلندورف و ونوس لپوک، اندامهایی
گرد و گویمانند با اغراق در پستانها، شکم و رانها دارد که احتمالاً نشانهی باورهای
باروری است. این اثر مربوط به دورهی کشاورزی و دامپروری (۸۰۰۰ تا ۵۰۰۰ پیش از میلاد) است.
تصویر ۱۷ –
الههی تپه سراب کرمانشاه
(نزدیک شاهرود، استان سمنان): در این منطقه، یک ظرف سفالی پیدا شده
که احتمالاً برای نگهداری غذا و خوراکیها استفاده میشد (تصویر ۱۸). جالب است که
شکل این ظرف شبیه به یک خانه است. از طریق این ماکت سفالی میتوان حدس زد که خانههای
آن زمان نیز شاید چنین شکلی داشتهاند. خانههای آن دوره تخریب شده و چیزی از آنها
باقی نمانده، اما این ماکت سفالی (که یک ظرف غذا بوده است) باقی مانده و در موزه ایران
باستان (تهران) نگهداری میشود. آثار بسیار دیگری نیز در تپه چخماق یافت شده که در
موزه ایران باستان نگهداری میشوند.
تصویر ۱۸ –
ماکت سفالی تپه سنگ چخماق شاهرود
در مناطق دیگر جهان نیز از این دوره آثار
مشابهی یافت شده است. برای نمونه، در «تل سامرا» (منطقه میانرودان، عراق امروزی) ظرفی
پیدا شده که نکتهی جالب آن، علامت صلیب شکسته (شبیه علامت نازیها) و ماهیهایی است
که حرکت دایرهای دارند.
دورهی بعدی (از ۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد) «دورهی روستانشینی» نام دارد. در این دوره، انسان با به کارگیری کشاورزی و دامپروری، به تدریج جامعه را تشکیل داد و روستاها شکل گرفتند. به این دوره، «دورهی باستانی» در ایران نیز میگویند. تپههای متعددی در ایران وجود دارد که از این دوره آثار در آنها یافت شده است. سه تپهی مهم که تاکنون نام برده شد عبارتند از: تپهی چخماق (شاهرود)، تپه گنج دره (هرسین کرمانشاه) و تپه سراب (کرمانشاه). برای دورهی ۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد، تپههای بیشتری در ایران وجود دارد که آثار این دوره در آنها پیدا شده. برای نمونه، کوزهای از «تل باکون» (نزدیک تخت جمشید، استان فارس) به دست آمده که روی آن نقش انتزاعی جالبی از یک انسان وجود دارد (تصویر ۱۹).
تصویر ۱۸ – کوزه سفالی منقوش، تل باکون، استان فارس
اختراع چرخ سفالگری (حدود ۴۰۰۰ پیش از میلاد)
به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد که میرسیم، اتفاق مهمی رخ
میدهد: اختراع چرخ سفالگری. پیش از این نیز سفال وجود داشت (از حدود ۸۰۰۰ پیش از میلاد، سفالهای
ساده از تپههای باستانی مانند گنج دره، تپه ونوس و تپه چخماق به دست آمده بود،
هرچند به قدمت سفال جومون ژاپن نبود). اما در ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد،
چرخ سفالگری اختراع میشود. این رویداد مهمی است زیرا انسان میتواند با استفاده
از چرخ، سفالهای بیشتر و بهتری تولید کند: هم سرعت تولید افزایش مییابد و هم
کیفیت ساخت بالا میرود. این نیز ابزاری است که به پیشرفت انسان کمک شایانی میکند.
در همین دوره، سفالها منقوش شدند؛ یعنی مردم شروع به نقش کشیدن روی سفال کردند.
بنابراین سفالهای منقوش از ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد رواج مییابند. البته پیش از آن نیز سفالهای
منقوش دیده میشود (مثلاً ۴۵۰۰ سال پیش در تل باکون یا حتی حدود ۵۰۰۰ سال پیش در سامرا)،
اما رواج گستردهی آنها در ۴۰۰۰ پیش از میلاد است. در این دوره، کم کم شهرنشینی نیز در حال شکل
گرفتن است.
در تپهای به نام «موشهلان اسماعیلآباد»،
نقوش انسانی با فرمی انتزاعی، جالب و عجیب دیده میشود (تصویر ۲۰). یا در تپه سیلک
(کاشان، یکی از سکونتگاههای اولیهی ایران)، زنان در حال رقص بر روی کوزهها نقاشی
شدهاند (تصویر ۲۱)
تصویر ۲۰ – از نقشهای روی سفالهای تپه موشهلان اسماعیل آباد کرج
تصویر ۲۱ – از نقشهای روی سفالهای تپه سیلک کاشان
تصویر ۲۲، جام شوش
چند طرح بز بر روی سفالهای تپه گیان (نهاوند)
مردم ایران باستان به بز کوهی علاقهی زیادی
داشتند. نقوش فراوان طراحیشده روی سفالهای تپهگیان نهاوند بیانگر این واقعیت
است. (تصویر ۲۳)
تصویر ۲۳، نقوش بز کوهی روی سفالهای تپه گیان نهاوند
ظهور تمدنهای مصر و هند
در این دوره (۴۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد)، دو تا
از قدیمیترین تمدنهای دنیا ظهور کردند: تمدن مصر (با سابقهی شهرنشینی بسیار قدیمی،
حدود ۵۵۰۰ پیش از میلاد) و تمدن هند (با شهرنشینی حدود ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد).
دورهی شهرنشینی و عصر مس و سنگ
دورهی ۴۰۰۰ تا حدود ۳۰۰۰ پیش از میلاد را «دورهی شهرنشینی» مینامند (این دوره تا ۲۰۰۰ پیش از میلاد نیز ادامه مییابد). از نظر ابزاری، به ۴۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد «دورهی مس و سنگ قدیم» میگویند و پس از آن «دورهی مس و سنگ جدید» داریم که به دورهی تاریخی میرسد.